قاسم بن يوسف ابو نصرى هروى

180

ارشاد الزراعه ( فارسى )

به به - سرد و خشك است معده را قوت دهد اعصاب را بد است مصلح وى گل قند جالينوس حكيم گويد كه شكم را به‌بندد هركه پس از طعام خورد ثقل زود از معده بيرون كند . شعر به آمده خوش‌طعم كه در طعم چو او نيست * القصه به است از همه نامش به از آن است از شيرين و ترش بذر مىتوان نمود و نهال وى خوب مىرسد . افلاطون حكيم گويد كه فلم نيز مىتوان كاشت قلم را در حوت از بارخانه بردارند كه زود ببار رسد اما جهت آسانى نهال پاى جوش را كه نوچه دو ساله باشد بحمل و موسم كه مذكور شده كارند . جالينوس حكيم گويد كه چون نهال پاى جوش كارند و سبز شود اولى آن بود كه بموضع ديگر نقل كنند كه خوب روش مىكند . مناسب است و حقيقت آنكه درخت به را آبى گويند آنست كه آن را آب بسيار بايد داد و از همه درختها بيشتر آب خورد و چون آب كم يابد ثمره آن خشك و خورد بود و قاعده و دستور آن است كه هر نوبت كه به را آب دهند چنان سازند كه يك ذرع ساق درخت در آب باشد و هرگاه كه زمين آن خشك گردد بار ديگر به همان قرار آب دهند و طريق آنست كه به را بر كنار جوى آب كارند كه پيوسته آب در پاى وى باشد و اگر به در تابستان تشنگى خورد ، ريشه وى نقصان يافته برگهاى وى زرد مىشود در آب دادن ملاحظه تمام نمايند و اگر خواهند كه در زمستان به را نگاه دارند چون از سبزى بيرون آمده سفيد شده باشد تا بيست روز آب ندهند بعد از آن آب داده تا بيست روز ديگر گذارند كه بر قاعده برسد و باز نمايند و اگر در اين ايام آب دهند بعضى گل پيدا كرده بعضى